محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
108
اكسير اعظم ( فارسى )
و عند استلقا ضيق ازدياد نمايد و هنگام بلع الم نزد فقره زائله دريابد و به آن سائر علامات زوال فقره كه در خناق مسطور شد يافته مىشود سببش زوال فقره گردن باشد . و اگر مريض اقرار درد نكند و در نبض تپ يافته شود سببش جفاف رطوبات در مرى به سبب تپ باشد . و اگر در دو تپ هر دو نباشد از مريض بپرسند كه اين مرض به تدريج عارض شده بود يا وفقه اگر گويد كه اندك اندك ظاهر شده بود و طعام از مرى به سوى معده برگذرد و احساس برود غذا اندك بود و علامت يكى از اقسام سود مزاج هم يافته شود و سببش سوء مزاج باشد پس اگر با غلبه عطش و حرقت و حرارت در سطح دهن باشد و بنوشيدن آب سرد منتفع گردد و سوء مزاج حاد باشد . و اگر اين آثار نباشد و بچيزهاى گرم انتفاع يابد سوء مزاج بارد بوده اگر يا به رطوبت دهان و كثرت آب آن باشد سوء مزاج رطب بود پس اگر آثار كثرت ريح نيز يافته شود و بجشارد و لك تخفيف يابد سببش ريح ضاغط باشد . و اگر ضد آثار رطوبت بود و از مرطبات انتفاع يابد سوء مزاج يابس باشد . و اگر آثار تشنج و كزاز كه در بحث آنها گذشت مدرك گردد سببش مقدمه آنها باشد . و اگر با هيچ يكى از اين آثار نباشد و دغدغه مرى و تنفر از غذا و خفقان و خبث نفس باشد و تقدم علامت ديدن بود از احتباس كرم در مرى باشد . و اگر خون از دهن نيز آيد از تعلق علق باشد . علاج : اگر سببش ورم حنجره يا زوال فقره بود علاجش به علاج خناق ورمى يا زوال فقراتى نمايند . و اگر ورم مرى باشد علاج او كنند . و اگر از سقوط قوت در آخر امراض افتد علاج نپذيرد و علامت قرب موت باشد و تدبيرش جز اين نيست كه به طورى كه ممكن باشد اعانت قوت نمايند و بر مهرهاى گردن روغن بنفشه و موم روغن بمالند . و اگر از احتباس كرم باشد علاجش قى كردن است و علاج تعلق علق مسطور شد . و اگر مقدمه كزاز و تشنج باشد علاجش علاج امراض مذكورست . و اگر سوء مزاج حاد باشد لعاب بهدانه شيره مغز تخم تربوز شربت بنفشه بنوشند و به لعاب اسپغول و آب كشنيز سبز غرغره نمايند يا لعاب اسپغول و شيره تخم خرفه و خيارين و كاهو هر يك هفت باشه و شربت هندى چار توله و يا آب انار مع شيره خرفه و يا شربت خشخاش و عناب و گلاب و يا آب تمر هندى اندك اندك بنوشند و نوشيدن دوغ ترش جرعه جرعه نيز مفيد و به آب برگ كاسنى و كشنيز تر و كاهو غرغره كنند و صندل يك توله كافور سه باشد به گلاب و آب كشنيز سبز يا آب برگ خرفه و كاهو سوده ميان هر دو كتف ضماد نمايند و قيروطى روغن بنفشه و موم بدانجا بمالند و ديگر عصارات و ادويه بارد مثل آب كشنيز و كاهو در روغن بنفشه در قفا و گردن و ما بين كتفين بمالند و غذا ماء الشعير به روغن بادام و مزوره سماقيه و حصرميه سازند و اگر سوء مزاج بارد باشد و اين اكثر بود انيسون باديان مصطكى سنبل الطيب جوشانيده و با شربت ديار يا شربت بادرنجبويه بدهند و يا ماء العسل نيمگرم يا ميفختج بياشامند و دارچينى تخم شبت باديان در آب پخته غرغره كنند و سنبل الطيب و مصطكى و افسنتين و جندبيدستر و صبر ضماد نمايند . و ديگر اضمده مسخنه كه از مثل جنده اشق و مر و فراسيون و مانند آن ساخته باشند به كار برند و هر چه در علاج معده بار مستعمل است به عمل آرند و روغنهاى گرم چون روغن مصطكى و قسط و مشك و ترب و بلسان و روغن خيرى و زنبق و نرگس بمالند و غذا نخوداب يا شورباى گرم بدارچينى و خولنجان و شبت و مانند آن و عسل و بچه كبوتر دهند . و اگر سوء مزاج رطب باشد شربت ميبه و به و سيب و سكنجبين و شربت حب الآس بنوشند و تطبيخ بهمنين و گل سرخ و هليله و رنجدان غرغره نمايند و روغن زنبق و ناروين و مصطلكى و قسط بمالند . و اگر ماده هم باشد اول تنقيه معده از رطوبت كنند بعد حلنجبين با مصطلكى دانيسون تناول كنند و هليله سربى و اطريفل خائيده اندك اندك فرو برند و مصطكى و قرنفل بخايند و غذا ماهى شور يا گوشت گنجشك و قنابره و قباج مقلوبمرى و كمون و كرويا و مانند آن خورند . و شيخ مىفرمايد كه به ادويه خوشبو كه در آن قبض و تسخين باشد علاج كنند بعد تنقيه معده و اصلاح او اگر حاجت آن باشد و آن ادويه مثل انيسون بريان و بهمن و سنبل و ناردين و ساذج هندى و كندر و دقاق كندر و مرست . و اگر احتياج بدواى قابض تر افتد ادويه مسخنه قوى تر بقوابض بارد آميزند تا آنكه برودت قوابض بارد شديد التجفيف مثل گل سرخ و گلنار و مانند آن منكسر گردد و رنجدان در اين نوع شديد النفع است . و بعضى گويند كه ميان هر دو شانه محجمه بلاشرط هفتاد يا هشتاد بى فاصله به زور كشند و بعد سه چهار ساعت كباده كشند و جهت تنقيه مرى و بدن مطبوخ افسنتين تر براى علوى خان با شربت دينار و دهند بعده باديان بادر بجنبويه مصطكى سنبل الطيب هر يك نه باشه اينسون هفت باشه جوش كرده شربت بادرنجبويه و افسنتين هر يك دو توله تخم كنوچه يا تودريين هفت باشه بنوشانند و غذا شورباى مرغ بنان خورانند